میدان خراسان حسینیه امام خمینی (ره)هیئت الزهراسلام الله علیها
مراسم هفتگی پنجشنبه هاساعت 21/مرثیه سرایی:کربلایی حسن حسینخانی

مراسم بعدی

لینک دوستان

ختم کلام | هیئت ادب دارد ، ادب آداب دارد

23.jpg

 

ختم کلام | هیئت ادب دارد ، ادب آداب دارد

 

24 فروردین 1393

ختم کلام مربوط به "هیئت ادب دارد ، ادب آداب دارد" را می توانید در ادامه این پست بخوانید

 

بسم الله الرحمن الرحیم

یا زهرا مددی

الحمد الله والصلاه والسلام علی رسول الله و علی آل آل الله لا سیما بقیه الله  والعن علی اعدو الله

·        مقدمه

پیش از هر چیز ابتدا تشکر می کنم ، از همه دوستان و کاربران محترم که در اولین بحث حرف حساب ، ختم کلام شرکت نموده و نظرات خود و آنچه را که در ادب و آداب هیئت مهم می نماید ، بیان نمودند و هر چند که برخی از دوستان بر خلاف جریان آب شنا و اسلوب های یاد شده را در چهار چوب مورد نظر رعایت نکردند .

همه دوستان باید دقت داشته باشند که هدف از بخش حرف حساب ، ختم کلام یک حرکت فکری و علمی جهت بر طرف ساختن نقایص و آشنایی بهتر با آنچه که خداوند و حضرات معصومین فرموده اند می باشد . و قطعا همه افراد ممکن است نقایصی داشته باشند و خود مجموعه محترم هیئت الزهرا سلام الله علیها هم ممکن است ضعفهایی را همچون دیگر مجموعه ها داشته باشد . اما مهم  آن است که با تذکر و راهنمایی سازنده در مقام تصحیح آن برآئیم .

همچنین باید به این نکته واقف بود که تا زمانیکه در مباحث خود ، ساختاری و بنیادین بحث ننمائیم و پا در مسیر حاشیه های بیهوده و مخرب مصداق گرایانه بنهیم ، از آنچه که وعده خداوند در رسیدن به تکامل و سعادت است دور خواهیم ماند .

از این جهت می توان به این آیه قرآن کریم اشاره داشت که می فرماید :

( اندیشیدن از اوصاف خردمندان به شمار می آید . ) آل عمران (190,191)

پس امیدواریم از این پس ، بیش از پیش با اندیشه و تفکر در مباحث و مسائل پیرامونی عمل نموده ، تا ان شاء الله در زمره متضررین دنیا و آخرت قرار نگیریم.

و اما در خصوص ادب و آداب هیئت و وظیفه شرکت کنندگان و یا گردانندگان آن باید ابتدا بپذیریم که هیئت و جلسات وعظ ، خطابه و روضه یک اجتماع است . یک اجتماع مذهبی و خالصانه که همه برای یک هدف در آن جمع می گردند و آن رضایت الهی است

که بر اساس آیه

(( قل لا اسئلکم علیه اجرا الا الموده فی القربی )) شوری (23)

معنا می گردد .

حال این اجتماع مذهبی که برای پویائی و تقرب الهی تشکیل می گردد و در آن با تمسک به قرآن و عترت از بدیها و تیرگی های روزگار بیزاری می جوئیم و به ریسمان عظیم ولایت دست می اندازیم تا در نهایت به معنای حقیقی انی سلم لمن سالمکم و حرب لمن حاربکم و ولی لمن والاکم و عدو لمن عاداکم برسیم ، که به تعبیر زیبای زیارت جامعه کبیره خوشبختی و سعادت ، همراه بودن با اهل بیت علیهما السلام بودن است ، می بایست بر اساس قواعد و اصول و ارزش هائی تشکیل گردد و یا در آن حاضر شد .

همانطور که می دانیم در جامعه اسلامی ، اجتماع های مختلف مذهبی وجود دارد که همگی بر اساس قوانین و احکام و همچنین با هدف گذاری مشخص ، برپا و بنا گردیده است . که از آن جمله می توان به مسجد ، نماز جماعت ، نماز جمعه ، اعتکاف ، حج ، شرکت همگانی در جهاد وغیره اشاره داشت که دقیقا همگی دارای دستورات مشخص و لازم الاجرائی می باشد .

لذا باید گفت که برگزاری و شرکت در مراسم مذهبی در قالب هیئت نیز از این قواعد خاص اجتماع مذهبی جدا و مستثنی نمی باشد و بلکه در مواردی بسیار مهم و تاثیر گذار تر می باشد .

چرا که به عنوان مثال هیچ گاه نمی توان خواستگاه پرورش روحیه شهادت طلبی و انقلابی و تفکر آزاد اندیشی و ظلم ستیزی در هیئت های عزاداری را برای حضور در صحنه های مهم اجتماعی نادیده گرفت .

اما قبل ار آنکه مقدمه را به پایان برسانیم و به طور مشخص وارد بحث گردم باید به 3 نکته اشاره نمایم.

1-     آنکه سعی گردیده است از تمام نکات نظرات دوستان شرکت کننده در بحث استفاده شود تا در جمع بندی موضوع از آن بهرا جوئیم.

2-     قطعا این جمع بندی و توضیح مسائل ، خاتمه ای تمام و کمال برای تمام نکات پنهان و پیدای بحث نخواهد بود و سعی شده است تا بیشتر به کلیات موضوع پرداخته شود تا ان شاء الله در ادامه مباحث بعدی به نکات کاربردی تر ، توجه بیشتری گردد .

3-     در همین جا باید اشاره نمایم که این سعی و کوشش قطعا در مقابل تجربیات و عشق والای بزگان و ریش سفیدان خدمت در دستگاه عظیم آل الله بسیار ناچیز بوده و امید است که با محبت این عزیزان در مباحث بعدی سعی و تلاش بهتری را ارائه نمائیم .

·        بخش اول :

اما اولین و مهم ترین ویژگی و آداب هیئت ، حال چه تشکیل دهندگان جلسه و چه میهمانان و شرکت کنندگان را باید اصل نیت خواند . چرا که در پیشگاه الهی تنها اعمالی ارزش دارد که با اخلاص و قصد قربت الهی همراه باشد و به همین جهت تمام اعمال ، در قرآن کریم به نوعی مقید به رضایت خداوند شده اند و کسانی را به عنوان اسوه مطرح نموده که کارشان بر محور رضای خداوند بوده و با اتکاء بر اخلاص ، اهداف خود را پایه ریزی می نمایند .

که از آن جمله می توان اشاره داشت که حضرت حق تعالی می فرماید :

قل ان صلاتی و نسکی و محیای و مماتی لله رب العالمین

(( ای ابراهیم بگو : نماز و تمام عبادات من ، زندگی و مرگ من ، همه برای پروردگار جهانیان است که همتایی برای او نیست و به همین امر مأمور شده ام و من نخستین مسلمانم )) انعام (162)

و همچنین در آیه دیگری در شأن و مقام امیر المؤمنین علی علیه السلام می فرماید :

و من الناس من یشری نفسه ابتغاء مرضات الله و الله رؤف بالعباد

(( از مردم فردی است که جان خود را به خاطر خشنودی خدا می فروشد و خداوند نسبت به بندگان مهربان است . )) بقره(207)

و یا در سوره انسان آیه های 7 , 8  در شأن اهل بیت علیها السلام می فرماید :

(( یطعمون الطعام علی حبه مسکینا و یتیما و اسیرا . انما نطعمکم لوجه الله لا نرید منکم جزاء ولا شکورا ))

(( طعام خود را با آنکه به آن علاقه ( احتیاج ) دارند ، به مسکین و یتیم و اسیر می دهند و می گویند ما شما را به خاطر خدا اطعام می کنیم و هیچ پاداش و سپاس از شما نمی خواهیم . ))

از آنچه که به اختصار بیان شده به خوبی استفاده می شود که اعمالی در پیشگاه الهی ارزش دارد که همراه با اخلاص و رضایت الهی باشد و افرادی در نزد حق تعالی و حضرات معصومین علیهما السلام بمنزلت می رسند که در مسیر رضایت حق ، قدم بردارند .

لذا بر ساس توجه به اصل نیت و اخلاص در جهت حفظ روحیه خدا محوری و قرب الهی 4 اصل ذیل اجتناب ناپذیر است .

1-     تسلط بر نفس

دوستان آنچه که واضح و خدشه ناپذیر است ، آنکه در مقام و منزلت عزادار حضرت سید الشهدا علیه السلام و دیگر معصومین ، حتی اعمال محبت آمیز ما را بدون نیت و یا بدون آنکه در آن قصد قربتی وجود داشته باشد ، پذیرا و خریدار می باشند و چه بسا تمثیل های فراوانی را در گوشه و کنار و یا بر فراز منابر وعظ و کتب مربوطه شنیده و خوانده باشیم و این هیچ چیزی نیست جز همان رحمه الواسعه بودن حضرت ابا عبدالله الحسین علیه السلام .

اما باید دانست که در مقام ورود به دستگاه عظیم محبت و قرب الهی و در مقام شناخت و ثابت قدم بودن تفاوت ها آشکار و محسوس است و هر چند همگی امیدواریم که همواره در مضان لطف و رحمت ائمه اطهار و به ویژه سبب خلقت جهان حضرت صدیقه طاهره زهرای مرضیه سلام الله علیها قرار بگیریم . اما باید عامل به فرمایش امیر المومنان حضرت علی مرتضی علیه السلام بود که فرمود :

(( ان اعدی عدوک نفسک التی بین جنبیک. ))

(( دشمن ترین دشمنان مومن ، نفس اوست که از درون انسان را غافلگیر و ضربه پذیر می کند . ))

شاید همگی بار ها به چشم دیده باشیم که در برگزاری هیئت و یا شرکت در مراسم یک هیئت مذهبی آنچه را که خود می پسندیم و قصد آن را داشتیم محقق نشده و راه به جایی نبرده است و یا سلیقه نفسانی ما باعث بر هم خوردن مسیر جلسه و دور شدن از آنچه که مورد رضایت الهی است شده و یا جمعی را بر هم زده است .

لذا همه دوستان اهل بیت در روضه و هیئت باید واقف به این موضوع باشند که این دستگاه عظیم الشأن بیش از 15 قرن است که در جهت خشنودی اهل بیت علیها السلام بر پا است و تنها رضایت صاحبان اصلی آن است که مد نظر بوده و در واقع همه می آئیم و همه جمع می شویم و همه خود را وقف این خوشنودی و رضایت کرده ایم و دیگر این رضایت ما نیست که هدف قرار می گیرد و چه بسا هر گاه به سمت نفسانیت حرکت کرده و رضایت خود را مد نظر قرار دادیم.

از رسیدن به قله عاشقی در مانده و باز ماندیم و چه زیبا اشاره می داشت که :

روزی مجنون در پی لیلای خود بود که لیلی از او پرسید تو که هستی ؟ جواب داد تو

چرا که در عشقم به تو ، خودی نمیبینم .

ای عزیز هیچ چیز برای عقل انسان که به تعبیر روایت ، حجت باطنی برای رسیدن به حضرت حق است به مانند تبعیت از هوای نفس خطرناک نمی باشد چنانکه حضرت امیر علیه السلام می فرماید : (( اگر انسان پیروی از هوای نفس که ، روشنایی و فروغ عقل او زایل می گردد . )) و یا در جای دیگر می فرماید : (( بر عاقل است که خود را از مستی ثروت ، مستی قدرت ، مستی علم ، مستی مدح و مستی جوانی نگه دارد . زیرا هر یک از اینها بوی پلیدی است که عقل را می زداید و وقار را کاهش می دهد .))

2-     دعوت به خداوند نه دعوت به خود

همه میدانیم که نوکر و غلام باید نمایی از ارباب و مولای خود باشد و به تعبیر دیگر شیعه و محب آنچه را که مولایش به آن مشهور است ، عامل است .

حال سؤال این جاست که مگر می توان ما خود را نوکر بدانیم و آنگاه به جای آنکه مردم و خلق را به سوی ارباب خود و خدای ارباب خود دعوت نمائیم به سمت خود دعوت کنیم؟!

و یا اینکه به جای توصیف سفینه انجاه و مصباح الهدی توصیف حال و احوال خود نمائیم ؟!

دوستان باید دانست که هر گاه در این مسیر حرکت و بدان عمل کردیم و خود را مقصود مردم قرار دادیم .

باید بدانیم که در انحراف بزرگی افتادیم و از مسیر حق منحرف گشته ایم .

و چه زیبا فرمود حضرت علی النقی الهادی علیه السلام در زیارت جامعه کبیره :

(( الی الله تدعون و علیه تدلون و به تومنون ))

(( یعنی شما کسانی هستید که مردم را به سوی خدا دعوت می کنید .))

لذا همگی در مقام یک خادم باید مردم را به سوی خدا راهنمایی نمائیم و این زمانی میسر است که همه فیوضات را از او بدانیم و خود را چیزی به حساب نیاوریم و همه باید به دنبال این باشیم که عظمت ارباب را به مردم برسانیم ، نه اینکه خود را بزرگ جلوه دهیم .

و از آنجا که خداوند با مظاهر خود شناخته می شود ، پس بسیار واضح است که دعوت به اهل بیت همان دعوت به خداست و در جمله آخر اینکه به زبان ساده تر باید خود را خرج اهل بیت علیهما السلام نماییم و نه اهل بیت را خرج خود .

3-     زهد و دنیا گریزی

همه میدانیم و اعتقاد داریم که درب ورود به کشتی نجات حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام به روی هیچ مخلوقی بسته و مسدود نیست ، حال چه فقیر بی نوا و چه ثروتمند متمول و به تعبیر دیگری شاه و گدا .

اما همانگونه که برای هر تحقیق و تفحصی ، ابتدا باید سوالی مطرح شود تا پاسخی مناسب با موضوع یافت ،

-سوال اینجاست که رویه و آنچه که سیره معصوم علیه السلام در خصوص زهد و دنیا گریزی است چیست ؟

-آیا فقر همان ساده زیستی و دنیا گریزی است ؟

-آیا زهد و ساده زیستی به هر طریقی مورد پسند و مقبول الهی است ؟

-و آیا ثروت به کلی نفی و تقبیح شده است ؟

استاد شهید مرتضی مطهری در تعریف زهد می گوید : زهد بی میلی طبیعی نسبت به امور دنیوی نیست بلکه بی میلی روحی یا عقلی یا قلبی نسبت به اشیائی است که مورد تمایل و رقبت طبع و نفس است .

با این هدف که مقصود و نهایت آرزو و کمال مطلوب که مافوق مشتهیات نفسانی دنیوی می باشد حاصل شود ، خواه آن امور از مشتهیات نفسانی ، اخروی باشد و یا اساسا از نوع مشتهیات نفسانی نباشد ، بلکه از نوع فضائل اخلاقی باشد . از قبیل عزت ، شرافت ، کرامت ، آزادی و یا از نوع معارف معنوی و الهی باشد . مانند ذکر خداوند ، محبت الهی ، تقرب به ذات اقدس خداوندی .

پس زاهد یعنی کسی که توجهش از مادیات به عنوان کمال مطلوب و بالاترین خواسته عبور کرده ، متوجه مسائل اخروی و فضائل اخلاقی و معنوی شده است . بی رقبتی زاهد ، بی رقبتی در ناحیه اندیشه ، آمال و ایده و آرزوست و نه بی رقبتی در ناحیه طبیعت . دوستان حال پس از این تعریف باید به دنبال الگویی باشیم که رفتار خود را بر اساس آن بسنجیم و تطبیق دهیم . شاید تمام کسانی که به تاریخ و وقایع عاشورا مسلط و مطلع هستند این موضوع را تایید می کنند که حضرت سیدالشهدا علیه السلام از خیام زیبا و قیمتی برخوردار بودند و یا از لباس و انگشتری فاخر بهره میجستند ، اما باید دانست که امام حسین علیه السلام هم از نظر اندیشه در بالاترین سطح زهد قرار داشتند و هم سیره آن امام بزرگوار حکایت از زهد رفتاری آن حضرت دارد و چه بسا در روایات متعددی از بذل و بخشش های کریمانه آن حضرت شنیده و خوانده ایم که به عنوان نمونه بخشش زمینی بسیار مرغوب در منطقه عقیق مدینه النبی که درآمد کشاورزی سال آن هشت هزار دینار طلا بود را  ، برای بی نیازی و کمک هزینه زندگی به زوج جوانی در آستانه ازدواج بخشید و یا بالاتر از همه آن ها به گفته آن پیر غلام اباعبدالله علیه السلام ، ساربان نیز از لطف کرامت آن حضرت بی بهره نشد .

باید گفت که اساس زهد را بی میلی به دنیا تشکیل میدهد و بی میلی به دنیا آنگاه صورت صحیح میابد که اندیشه و دید انسان درباره دنیا درست و واقعی باشد .

که در این راستا حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام دنیا را اینگونه معرفی می نماید :

(( سپاس خدایی را که دنیا را آفرید و آن را سرای فنا پذیر و رو به زوال قرار داد ، دنیایی که صاحبانش را از حالی به حالی دگرگون میکند ، پس خود باخته آن کسی است که آن دنیا او را بفریبد و تیره بخت و شقاوتمند کسی است که دنیا او را شگفت زده سازد . ای مردم دنیا شما را نفریبد ، زیرا دنیا امید هر کس را که بر آن تکیه کند ، به یأس تبدیل می کند و طمع هر کس را که در آن طمع ورزد بی نتیجه می گذارد . ))

و همچنین حضرت در بیانی دیگر می فرماید : (( بندگان خدا ، از خدا بترسید و از دنیا بر حذر باشید که اگر بنا بود ، دنیا برای کسی باقی بماند و یا یک فرد برای همیشه در دنیا بماند ، پیامبران برای بقاء سزاوارتر و جلب خشنودی آنان بهتر و چنین حکمی خوش آیند تر بود . جز آنکه خداوند دنیا را وسیله آزمایش و مردم را برای فانی شدن آفرید . پس تازه هایش  کهنه و نعمتهایش زائل و شادی آن مبدل به غم می شود و خانه و منزلگهی است زود گذر و کوتاه مدت . پس برای آخرت توشه ای برگیرید که بهترین توشه تقوا است .

دوست هیئتی شاید با خود بگوئی ، این همه طول و تفضیل چه ربطی به هیئت رفتن و هیئتی بودن دارد و چرا اساسا باید با نگرشی دنیا گریزانه هیئتی بود ؟

در این راستا ابتدا باید پذیرفت که هیئت و روضه اساسا محفلی برای تقرب الهی و اندوختن توشه ای برای آخرت و نزدیک شدن به ائمه اطهار است . پس چگونه می توان با اندیشه ای دنیا گرایانه در چنین محفلی وارد شد و انتظار نتیجه خارق العاده معنوی داشت ؟

اول – باید به این نکته اشاره داشت که قطعا مقام و منزلت دنیائی و یا دارائیها و اموال و داشته ها ، ابتدا به ساکن هیچ تاثیری در قرب الهی نخواهد داشت و باید پذیرفت که هیئت پلی ارتباطی بین ما و حضرات معصومین است و در برابر این بزرگواران این تقوا و اجرای باید و نباید های دین  است که ما را با سرعت همچون نور می تواند به سر منزل عشاق برساند .

هیچ گاه آن واقعه تاریخی را از یاد نخواهیم برد که عبداله بن حر جعفی در پاسخ حضرت ابا عبدالله الحسین علیه السلام برای همراهی و یاری او در مقابله با ظلم و جور اموی اینگونه پاسخ داد که : اسبی تیزرو و شمشیری قیمتی و بران دارم که به شما وا می گذارم ، اما از من صرف نظر نما و امام علیه السلام فرمودند : (( من برای نجات تو و سعادتت به همراهی خود فراخواندمت و ما را نیازی به اسب و شمشیر تو نیست . ))

لذا دوست عزیز هیئتی دارائی و اموال این دنیا زمانی که در مسیر حق تعالی به کار آید و به دین الهی کمک نماید دارای ارزش است و همانگونه که بزرگترین الگوی ما در این زمینه همسر بزرگوار نبی مکرم خدا ، ام المومنین حضرت خدیجه سلام الله علیها میباشد ، که هر آنچه داشت در یاری دین خدا خرج نمود و از آن چشم پوشید تا جایی که  برای دفنش کفنی در بین نبود .

و چه زیبا بیان داشت آن نوکر خوب ارباب که هیئت برای برگزاری چهار پایه دارد:

اول علما که با علم خود مردم را به فیض می رساند .

دوم فقرا که با سوز خود باعث گرمی جلسه می شوند .

 سوم جوانان که با شور خود ستون خیمه را بر پا می دارند .

و چهارم اغنیاء که با دارائی خود هزینه بساط عزای سیداشهدا را پرداخت می نمایند .

دوم – همواره هر آنکه حتی کوچکترین و سطحی ترین شناخت را از مقام اهل بیت علیها السلام داشته است به این نکته واقف است که این خانواده کریم و دستگیرند و هیچ گاه از بخشش و رفع حاجت محبین و شیعیان و حتی دشمنان خود کوتاهی نورزیده و این امر را بر خود واجب دانستند که ماجرای در خواست مادی یکی از مردم کوفه و شام  به امام سجاد علیه السلام در حالی که امام با دستانی بسته و با زنجیر برگردند در اسارت بود از هزاران هزار امثال آن است .

اما نکته اینجاست که ادب و عشق به اهل بیت را می توان برای هر حاجت دنیایی و مالی خود وسیله قرار داد ؟

و یا اینکه اعلام عشق ورزی خود به این خاندان را می توان دست مایه کسب و درآمد خود قرار داد؟

دوستان انسان ذاتا فقیر است و برای آنکه بتواند به راحتی و آسایش در دنیا دست یابد ، میبایست به رفع حاجت پرداخته و حال آنکه زندگی اجتماعی این حاجات را گسترش و در طول تاریخ بسط فراوانی داده است و مهم آنکه قطعا انسان غیر معصوم در برابر همه حاجات خود پیروز نخواهد شد مگر با استعانت حق تعالی ، و حال این امر در تفکر و اعتقاد راسخ شیعه تنها باتوجه و عنایت حضرات معصومین محقق خواهد شد ، تا جایی که حضرت موسی بن جعفر علیه السلام میفرمایند : (( حتی نمک سفره خود را هم از ما بخواهید .))

البته این بدین معنا نیست که کار و کوشش از عهده فرد ساقط شود بلکه این توجهی است که حضرات معصومین به کسب و روزیه حلال ما دارند و قطعا آنچه که در زندگی و کسب ما از رویه و خط الهی دور و به حرام آلوده باشد ، از توجه معصوم علیه السلام دور و غیر قابل قبول است و تاثیر آن در زندگی به شدت هولناک و دهشتناک خواهد بود که مثال آن را می توان فرموده سیدالشهدا علیه السلام قرار داد که در صحرای کربلا پس از نصیحت فراوان سپاه کوفه فرمودند : (( دلیل دل سنگ و سیاه شما در برابر حرف حق و خدا ، پر شدن شکم های شما از حرام است . ))

از سوی دیگر در تاریخ فراوان دیده ایم که ائمه اطهار علیه السلام در پاسخ به ابراز محبت و عشق ورزی افراد به این خاندان چگونه از نظر دنیوی و اخروی ، افراد را مورد تفقد و سپاسگذاری قرار داده اند و هیچگاه دست ستایشگر را خالی نگذاشته اند . این امر را باید یک سنت دانست چرا که سنت همان سیره معصوم است ، اما حفظ و مراقبت از سنت خود یک فریضه است و پیراستن آن از خطر بدعتها و تعریف بدعت به جای سنت یکی از عوامل بسیار خطرناک و تهدید کننده امروزی هیئت های مذهبی است .

آنقدر افراد شاخص و سالم در نظام عاشقی اباعبدالله الحسین علیه السلام فراوان و چشم گیر است که جایی برای چند نمونه باقی نخواهد ماند . اما دوستان ، با ید دانست که موقعیت ، موقعیت بسیار حساس و ویژه ای میباشد ، چرا که حرف دین و دستگاه اخلاص عشق ورزی به امام حسین علیه السلام ، که مأمنی است که مردم از شر تمام بدی ها و نفاق ها بد ان پناه می برند و حال اگر کوچکترین خدشه ای توسط افرادی که با توجیهات نا به جا و بعضا تفسیر غلط خود از روایات و سنن معصومین دارند . به باور های عمومی مردم و این پناهگاه همه گیر وارد آید ، آنگاه خطر بزرگی فراهم آمده ، چرا که دشمنان و کج اندیشان به فرصت طلبی نشسته اند . و چه زیبا اشاره می دارد پیر غلام با اخلاص ارباب حاج منصور ارضی :

که تو از دنیا چشم بپوش ، یقین بدان که ارباب عرضه اداره کردن تو را دارد .

سوم – ((من نطفه خلقه فقدره )) عبس (19)

(( خدا انسان را از نطفه پست و بی ارزشی آفریده ، سپس او را آراسته است .))

همه می دانیم که در اصل آفرینش انسان همه از نطفه ای بی مقدار و بی ارزش آفریده شده ایم و هیچ یک بر دیگری برتری نداشته و نداریم و این یک اصل خدشه ناپذیر در دعوت مردم به اسلام توسط پیامبر اعظم محمد مصطفی صلوات الله علیه بوده است . و این برابری تنها با پیشه نمودن تقوای الهی است که در نزد خداوند تبارک و تعالی تبدیل به برتری می گردد .

لذا همه مردم چه فقیر و چه غنی در ورود به دنیا عریانند و در هنگام مرگ و دفن فقط حق برخورداری از یک پارچه سفید ساده برای خود دارند .

آری انسان در مقام و منزلت خود در برابر خداوند هیچ گاه با داشته های خود از مقام و مال دنیائی ، با دیگران قیاس نخواهد شد بلکه این رعایت تقوای الهی است که به انسان رتبه و مرتبت الهی می دهد .

لذا با توجه به آن مقداری که از هیئت داشتیم و اشاره شد که هیئت و روضه یک پل ارتباطی بین خلق و خداوند است ، چگونه می توان در این پل ارتباطی با توجه و تکیه بر مقام و جاه دنیائی حضور یافته و خود را از دیگران تافته جدا بافته دانست .

همانطور که می دانیم چه در دنیا و چه در آخرت هیچ مقام و رتبه ای بالاتر و پر منزلت تر از مقام معصومین ما وجود ندارد تا جائی که امام باقر علیه السلام می فرماید : (( ای جابر خداوند بود و هیچ نبود و هیچ پیدا و نا پیدائی وجود نداشت ، سپس اولین خلقتی را که آغاز کرد این بود که محمد مصطفی صلی الله علیه وآله را خلق نمود و ما اهل بیت را همراه وی از نور و عظمت او آفرید . )) بحار الانوار ج 25 ص 17 .

حال ما با چه پشتوانه و مقامی می توانیم در درگاه حسینی حاضر شویم و بین خود و دیگران تفاوت قائل باشیم و با چه عنوانی می توان در برابر مقام معصوم در جمع عزاداران حسینی برای خود جاه و مرتبتی را شاهد باشیم در حالی که امامان معصوم ما برای احیاء این امر چنان از خود خاکساری نشان داده اند که دیگر جای هیچ بحث و جدالی باقی نمی ماند .

مگر می شود از یاد برد که امام سجاد علیه السلام زمانی که به مجلس عروسی یکی از شیعیان دعوت می گردد و شرط حضور خود را مرثیه خوانی بر پدرش عنوان می دارد و پس از حضور و زمانی که مرثیه خوانی آغاز می شود به عنوان کفش دار و خیر مقدم گو در مقابل درب می ایستد . ( بکاء للحسین . علامه میر جهانی )

از کدام ذهن و خاطر عاشق حسینی حذف خواهد شد که امام باقر علیه السلام برای احیاء و زنده ماندن عزاداری بر سیدالشهدا به فرزند خود وصیت می نماید و از مال خود وقف می کند تا  10سال در موسم حج به عزای او بپردازند . ( خصائص الحسینیه )

و از جان و قلب کدام شیعه برون خواهد رفت که امام صادق علیه السلام همواره به تشویق مردم به عزاداری و گریه بر جد غریبش می پرداخت و وعده بزرگ به گریه کنان حسینی را این امام همام عنایت فرمود . ( امالی . شیخ صدوق )

و آن دل نا آگاه چگونه می تواند حضور خود را با تکیه بر کبر و غرور و مکنت و مال خود در عزای حسینی بر همه عرضه دارد در حالی که پرده سیاه عزای این خیام ارثی است از دستان حضرت علی بن موسی الرضا علیه السلام که در هنگام روضه به پا می خواست و خود پارچه عزا را نصب می نمود ( کامل الزیارات) .

با توجه به 3 نکته عرض شده باید دانست که در اندیشه بلند حضرت ابا عبدالله الحسین علیه السلام ، تنها زهد و دنیا گریزی ، در زاهد شدن کافی نیست ، بلکه با دنیا زدگان و زهد ستیزان نیز باید برخورد کرد و سکوت در مقابل آنها روا نیست . و این مسئولیت ، امروزه دو چندان برای کسانی مطرح است که داعیه هدایت جامعه را به عهده دارند ، و امام حسین علیه السلام را در این کار الگوی خویش می دانند .

یکی از سرمایه داران مدینه ، خانه بسیار مجللی ساخت و از امام حسین علیه السلام دعوت کرد تا از نزدیک خانه او را تماشا کرده ، برای او دعا کند . وقتی امام علیه السلام وارد خانه بسیار وسیع و اشرافی او شد ، اظهار داشت : (( اخربت دارک و عمرت دار غیرک ، غرک من فی الارض ، و مقتک من فی السماء ؛  خانه [ آخرت ] خویش را ویران کردی ، و خانه بیگانه را آباد ساختی . اهل زمین تو را گرامی خواهند داشت و اهل آسمان دشمنت خواهند بود ...))

و همچنین نقل شده که امام حسین علیه السلام روزی در کوچه های مدینه قدم می زد که خانه با شکوه یکی از دنیا پرستان و زهد ستیزان را دید و اظهار داشت : (( رفع الطین و وضع الدین ؛ [صاحب این خانه] گل را بر هم انباشت و [ دیوار را بالا برد ] ، ولی دین را پست کرد ...))

نکته دیگری که درباره زهد در اندیشه ژرف و عمیق حسین بن علی علیه السلام به آن توجه شده و برای آن نقش محوری و کلیدی قائل شده است ، پذیرش ولایت و امامت ائمه اطهار علیهم السلام مخصوصا امیرالمومنان علیه السلام می باشد . آن حضرت فرمود : (( ان دفع الزاهد العابد لفضل علی علی الخلق کلهم بعد النبی صلی الله علیه و آله لیصیر کشعله نار فی یوم عاصف و تصیر سائر اعمال الدافع لفصل علی علیه السلام کالحلفاء و ان امتلات منه الصحاری و اشتعلت فیها تلک النار و تخشاها تلک الریح حتی تاتی علیها کلها فلا تبقی لها باقیه ؛ به راستی زاهد عابدی که برتری و فضیلت علی علیه السلام بر تمامی انسان ها پس از رسول خدا صلی الله علیه و آله را دفع می کند ، [ دفع کردن او ] چونان شعله آتشی در روز طوفانی می شود [ که هستی او را به آتش کشیده ] و بقیه اعمال او را [ هر چند فراوان باشد ] مانند علف های خشک بیابان می گرداند ، هر چند سراسر بیابان را پر کرده باشد . آنگاه شعله آتش در آن زبانه کشد و باد وزیدن گیرد تا همه آن ها را فرا گیرد و هیچ چیزی از آن باقی نماند ...))

این جملات می رساند که نه تنها نماز بی ولایت بی نمازی است ، و حج و زکات ، بی امامت غیر مقبول و ... ، بلکه زهد بی دوستی و محبت علی علیه السلام بی زهدی است و در نوع خود یک حقه بازی است .

زهد واقعی و ترک دنیا این است که در کلام و مرام امام حسین علیه السلام دیده می شود ، نه آنچه غارنشینان ، خرقه پوشان ، جامعه گریزان  و گوشه نشینان دارند .

4 -     قدر دانی و ستایش

یکی از بارزترین مصداقهای تشکر از خداوند و نعمتهای او ، قدردانی از از بندگان خداست که در این رابطه امام سجاد علیه السلام می فرماید : سپاس گزار ترین شما برای خدا کسی است که سپاس گزارترین شما برای مردم است و حق کسی که کار نیک انجام داده بر تو این است که از او سپاس گزاری نمایی و کار نیک او را یاد آوری کنی .

باید گفت که امام حسین علیه السلم در سخت ترین لحظه های زندگی حتی در اوج جنگ و جهاد روز عاشورا قدر دانی و سپاس گزاری از بندگان خدا را که به او خدمتی نمودند و در مسیر او گامی برداشتند . فراموش نکرد .

حضرت در شب عاشورا می فرماید : من یارانی با وفا تر و نیکو تر از یاران خودم و خاندانی نیکوتر و مهربان تر از خاندان خود نمی شناسم . خداوند از جانب من به شما پاداش نیک عنایت فرماید . ایشان در روز عاشورا در کنار بدن جون فرمود : خدایا چهره اش را سفید و بدنش را خوشبو و با نیکان محشورش گردان و میان او و محمد و آلش آشنائی برقرار فرما .

باید گفت که اساسا قدر دانی باعث پیوند میان دل ها و ایجاد همبستگی و دوری از نفاق و چند رنگی خواهد بود . شاید یکی از اصلی ترین  و پایه ای ترین آداب هیئت همین موضوع قدردانی و ستایش باشد .

دوستان اگر هیئت و هیئت داری را یک کار جمعی و گروهی بر شماریم که قطعا هم همینطور می باشد ، باید دانست که اگر زحمات و تلاش همه افراد در کنار یکدیگر نباشد و تبدیل به یک جریان شناور و پیشرو نگردد ، هرگز آن کار جمعی و گروهی به پیروزی نخواهد رسید و از تلاش تنها یک فرد آنچه باید محقق شود ، میسر نخواهد شد .

به این اساس اگر این فضای کارگروهی را در قالب یک جمع مذهبی که همان هیئت مورد نظر باشد در نظر بگیریم و بر اخلاص متکی بدانیم ، این نکته اساسی را نباید فراموش کرد که همه زحمت کشان در هیئت ارزشمند ، قابل احترام و نوکر اربابند .

و چه زیبا اشاره داشت حضرت ابا عبدالله الحسین علیه السلام به یکی از ستایشگران خود در عالم رؤیا که سلام مرا به آن پیر مرد کفش دار حسینیه شهرتان برسان .

حال در پایان بخش اول مقاله با توجه به 4 نکته اساسی که به شرح آن پرداخته شد 5 اصل ذیل از آداب و اخلاص اسلامی در هیئت های مذهبی لازم الاجرا می باشد . و چنانچه هر یک از این اصول مورد احمال قرار گیرد ضربه ای هولناک به اصل اخلاص و خدا محوری در هیئت وارد خواهد شد .

1-     پرهیز از رقابت گرائی منفی .

2-     زیر پا گذاشتن تکبر و خود برتر بینی .

3-     دوری از تزویر و ریا

4-     شهرت گریزی

5-     ترک رذائل اخلاقی همچون دروغ ، غیبت و تهمت .

·        بخش دوم

(( ذکرنا حرمنا ))

(( هر کجا نام و یاد ما باشد ، همانجا حرم ماست .))

هر گاه نام حرم هر یک از ائمه اطهار علیهما السلام را بر زبان می آوریم ، نا خود آگاه قلب ، روح و تمام وجود ما بسوی آرامشی به پرواز در می آید که وصف سبک بالی آن برای هر مرد و  زنی از بهترین اوصاف زندگی اوست . که این سبک بالی ، آرامش خاطر ، دوری از پلیدی ، احساس قرب و امید به رأفت الهی همگی تنها یک علت مستحکم و ستونی استوار دارد و آنهم یقین به حضور در محضر امام است .

در تعریف یقین باکی نیست که یقین ، اعتقاد ثابت و قطعی انسان است به امری که مطابق با واقع بوده و با هیچ شبهه ای هر قدر هم قوی ، قابل زوال نمی باشد .

  رسول خدا(ص) فرمود :از جبرئیل پرسیدم تفسیر یقین چیست؟ گفت : مومن به گونه ای برای خدا عمل کند که گویا او را می بیند و اگر او خدا را نمیبیند ، خدا اورا می بیند و یقین بداند که آنچه به او رسیده ممکن نبود از او بگذرد و آنچه از او گذشته است ممکن نبود به او برسد .   ( بحار الانوار . جلد67  . ص 173 )

همچنین امام صادق علیه السلام در باب یقین می فرماید :

خوشی و آسایش ، در رضایت و یقین است و غم و اندوه در شک و نارضایتی .   ( مشکاه انوار . ص 34 )

لذا همگی ما در زیارت ائمه معصومین یقین داریم که در محضر امام معصوم علیه السلام و حجت پروردگار ایستاده ایم و یقین داریم که او بر ما نظاره دارد و حتی شهادت می دهیم که او ما را می بیند ، سلام ما را می شنود و پاسخ سلام ما را می دهد و به مناجات ما گوش فرا می دهد و از او اذن دخول بر حریمش را میطلبیم .

   السلام علیک یا حجه الله . السلام علیک یا ولی الله .

حال این من و تو هستیم که در مقابل امام واجب الاطاعه ایستاده و تمام وجود و حال و رفتار و کردار ما در مقابل او به نمایش و عرضه در آمده است و او نه تنها در این زمان بلکه در تمام اوقات بر ما اشرافیت کامل دارد . امام بر ما محبت دارد ، لطف دارد و دست نوازش بر سر ما می کشد و از غصه ما اندوهگین و بر سعادت ما اصرار می ورزد .

و اما از این سو یقین زائر به شرفیابی در محضر امام معصوم علیه السلام او را به طهارت و پاکیزه بودن ، آرام بودن ، سر به زیر بودن ، به آهسته گام برداشتن ، به متانت ، به نگاه پاک ، به گوش ، زبان و فکر پاک ، به دستان و پاهای مطیع ، به ذکر و یاد خدا و در نهایت به شوق وصال راهنمائی و وادار می سازد و قطعا همه دوستان در زیارت های خود آداب بسیار زیادی را برای هر چه بهتر و بیشتر نزدیک شدن به حضرات معصومین مطالعه و انجام داده اند .

و اما همانگونه که از عنوان این بخش پیدا و مشهود است ما، در هیئت و محفل روضه و عرض ادب به حضرات معصومین هم در حال زیارت و همنشینی با این حضرات هستیم و این حضور ما در هیئت هم ، باید به آن یقین حضور در محضر امام معصوم در زیارت او برسد و آنچه را که در حرم برخود ملزم می دانیم باید در محفلی که با نام و یاد ائمه اطهار برقرار و بر پا می گردد نیز پاینده بوده ، تا آنچه را که مورد رضایت اهل بیت علیها السلام است را فراهم آوریم .

فضل که یکی از اصحاب نزدیک امام صادق علیه السلام است می گوید : (( در اول محرم امام صادق علیه السلام به من فرمود : دیشب کجا بودی ؟ عرض کردم : دیشب بین ما کسی بود که می گفت : هلال ماه محرم را دیده ام . لذا یکی از دوستان و محبین شما به مناسبت اول محرم و مجلسی منعقد نموده بود و ما برای گریه و عزاداری بر جد بزرگوارتان حضرت سیدالشهدا علیه السلام در آن مجلس شرکت کردیم و بر مصائب شما گریستیم . امام صادق علیه السلام فرمود : خداوند دلت را روشن کند و به تو شرح صدر رحمت فرماید و تو را بر این عمل خوب و موالات تو با اهل بیت پیامبر پاداش دهد .

ای فضل هنگامی که از مجلس عزا بیرون آمدی جلوی درب خانه به چیزی بر نخوردی ؟

عرض کردم : بلی فدایت گردم ، مردی جلوی درب نشسته بود که به دلیل تاریکی هوا نتوانستم او را بشناسم . حضرت فرمود : خود من جلوی درب نشسته بودم . گفتم الله اکبر پس برای چه به داخل مجلس نیامدید ؟ به خدا قسم که شما صاحب عزا هستید و واجب است که به شما تعزیت بگوئیم .

امام صادق علیه السلام فرمود : من خواستم وارد مجلس شوم اما دیدم در صدر مجلس جدم رسول خدا و امیر المومنین و مادرم فاطمه سلام الله علیها حضور دارند و با شما برای ابا عبدالله الحسین علیه السلام می گریند و نوحه و زاری می کنند .

( ثمرات الاعواد . ج 1 . ص 16 )

پس بر این اساس آداب حضور در هیئت و آداب پذیرائی از میهمانان هیئت را نمی توان مقوله ای جدا و تفکیک ناپذیر از زیارت دانست چرا که بدین موضوع معتقد هستیم و ایمان داریم که در هیئت روضه ، وعظ ، یا مناجاتی که آمیخته با نام و یاد این حضرات است ، قطعا با حضور و توجه خاص از سوی آن بزرگواران دنبال می شود و حتی از سوی آن بزرگواران مورد تشکر و قدر دانی قرار گرفته و موجب رضایت الهی قرار می گردد .

لذا شاید همانگونه که گفته شد در مقام آشنایی و ورود اول با مقام شناخت و ثبات تفاوت هایی باشد اما به هر ترتیب قطعا حضور ما چه به عنوان میهمان و چه به عنوان میزبان می بایست برای احترام به مقام عظیم معصومین ، مترتب بر احکام و آداب خاصی باشد تا ان شاء الله مورد رضایت زهرای مرضیه سلام الله علیها قرار گیرد .

از این روی پس از بخش اول که به کلیات خودسازی پیش از حضور در جلسات هیئت و حفظ آن در زمان هیئت اشاره داشتم ، در ادامه بخش دوم سعی می نمایم تا مواردی که جهت رعایت اصول و آداب هیئت مهم و ضروری می نماید اشاره داشته و به توضیح مختصری اکتفا نمایم .

1-     زینت  و آراستگی

زینت و آراستگی متناسب با شئون اجتماعی و انسانی از گزینه های مرد تأکید آموزه های دینی بوده و شایسته است مومنین با حفظ این شئون به آن توجه کنند و همان گونه که در غالب زیارت ائمه معصومین توصیه گردیده است تا از لباسی تمیز و عطر بهره جسته و آنگاه وارد حریم آل الله شویم، در مجالس مذهبی و به خصوص در مساجد و حسینیه ها هم باید اینگونه باشد .

چنانکه پیامبر ما  حضرت محمد مصطفی صلی الله علیه و آله افزون بر آنکه برای خانواده اش خود را می آراست ، برای اصحابش نیز خود را می آراست و می فرمود : (( خداوند دوست دارد که هر گاه بنده اش نزد برادرانش می رود خود را آماده و آراسته کند. ))

دوست عزیز هیئتی همیشه این افراط ها و تفریط ها بوده است که گاه و بیگاه بساط عاشقی ما را از راه درست خارج نموده و باعث فراهم آمدن موقعیت ضربه پذیری از سوی دشمنان شده است و متاسفانه همگی در بعضی موارد شاهد بوده ایم که عده ای با پوشش نا متعارف خود به عنوان بچه هیئتی باعث دلزدگی عده ای دیگر از خیمه های حسینی بوده و از سوی دیگر هم عدم توجه به پوشش صحیح اسلامی و طبق موازین شرعی در هیئت های عزاداری باعث گوشه نشینی و دوری گزیدن برخی عاشقان حسینی از اجتماعات عزاداری شده است .

پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله هر دو سوی افراط و تفریط را که به سوی انگشت نما شدن حرکت می نماید را نهی فرموده  و می فرماید : (( هر کس لباس شهرت [انگشت نما] بپوشد خدا از او روی می گرداند ، تا وقتی که آن را کنار نهد )) و همچنین فرمودند : (( هر کس در دنیا لباس شهرت بپوشد ، خداوند روز قیامت لباس ذلت را بر او بپوشاند .))

و در آخر این که امام صادق علیه سلام فرمودند:

 (( برای خواری مرد همین بس که لباس انگشت نما و بد نام کننده بپوشد. ))

2-     حسن خلق

باید گفت که حسن خلق عبارت است از مجموعه خصلت های پسندیده ای که لازم است انسان روح خود را  به آنها بیاراید و در معنای خاص عبارت است از خوش رویی ، خوشرفتاری ، حسن معاشرت و برخورد پسندیده با دیگران که امام صادق علیه السلام در این باره می فرماید : (( حسن خلق آن است که بر خوردت را نرم کنی و سخت را پاکیزه سازی و برادرت را با خوشرویی دیدار نمائی . ))

در کاربرد حسن خلق در هیئت های مذهبی همین بس که خادمان هیئت و همینطور میهمانان هیئت همگی موظف به رعایت این موضوع می باشند و چنانچه اگر هر خادم و یا هر میهمانی از داشتن حسن خلق پرهیز و دوری نماید ، قطعا شأن و منزلت جلسه  منتسب به آل الله را پایین آورده و مورد رضایت الهی نمی باشد .

دوستان ، از عقل و فکر انسان عاقل بیرون است که اگر ما به عنوان یک میهمان در یک جلسه ختم و تعزیت حاضر شویم و آنگاه به اطرافیان صاحب عزا و یا خود صاحب عزا بدرفتاری و بد خلقی نمائیم و از سوی دیگر هم چگونه می شود که اگر ما جلسه ای برای دوستان و نزدیکان خود ترتیب دهیم و آنگاه با میهمانان خود که آنها را دعوت کرده ایم به تندی و با اخم روئی خوش آمد بگوئیم .

و حال برای روضه ارباب چگونه خواهیم بود ؟

3-     رعایت ادب و احترام در جلسه

دوستان کدام یک از محبین اهل بیت را سراغ داریم که در حرم اهل بیت با رفتاری زننده و سبک سرانه و یا با حرکاتی خارج از شأن حرم مطهر رفتار نمایند ؟!

قطعا این یک امر نا پسندیده و نا معقول به شمار می آید . حال در جلسه عزا و یا شادی هیئت های مذهبی هم همینطور است و افراد ملزم به رعایت ادب ، احترام و رعایت حال جلسه خواهند بود که در غیر این صورت باعث اختلال و بر هم خوردن نظم و آسایش میهمانان در جلسه خواهد شد و ممکن است برخی را از فیض محروم کند . همچنین باید گفت که احترام به شرکت کنندگان مجالس اهل بیت احترام به صاحبان واقعی این مجالس بعنی اهل بیت است و در این امر همه باید کوشا باشند .

لذا رعایت آنچه که بر اساس اخلاق و ادب در شئونات اجتماعی برای همه مردم واضح و مشخص است نباید در جلسه هیئت با بی توجهی رو به رو شود چرا که هیئت محل توجه ویژه حضرت بقیه الله الاعظم است حال چه در مسجد ، چه در روضه و تکایا و یا چه در خانه دوستداران اهل بیت باشد .

که در این راستا می توان رعایت موارد ذیل را از مصادیق ادب در هیئت بر شمارد .

-         نشستن با ادب در جای خود و پرهیز از وضعیت نا مناسب

-         بلند سخن نگفتن و در ایام عزا از خنده و شوخی پرهیز نمودن و حفظ حالت عزادار .

-         رعایت ادب نسبت به میهمانان دیگر .

-         رعایت سکوت و دقت در فراگرفتن معارف اهل بیت .

-         توجه به نکات انظباطی مسئولین جلسه جهت حفظ نظم هیئت .

-         احترام و تکریم میهمانان هیئت توسط خادمان .

4 -     داشتن طهارت و با وضو بودن

باید گفت که وضو قلب را روشن میسازد و مجالس ذکر مصیبت ، مجالس ذکر و محل نزول رحمت و رفت و آمد ملائکه و معصومین است و عظمت آن اقتضای با وضو بودن شرکت کنندگان را دارد و باید اشاره داشت که بعضی از بزرگان شیعه ، قبل از رفتن به مجالس روضه غسل زیارت می کردند و آداب مستحبی را به جا می آورند .

5 -     نشستن در مکان حاضر

لازم است در هنگام وعظ و خطابه و مدح و بیان احادیث اهل بیت با ورود افراد از جای خود بر نخیزند و نظم مجلس را بر هم نزنید و اگر کسی در مجلس جائی باز کرد لطف او را می پذیریم و در غیر این صورت هر جائی که خالی بود می نشینیم و یا هر کجا که برگزار کننده مجلس توصیه کرد ، همان را انتخاب می کنیم .

6 -     احترام به سادات و بزرگان

عزاداران باید دقت داشته باشند که رعایت احترام کسوت و احترام به ریش سفیدان و پیر غلامان و از همه مهمتر احترام به سادات از واجبات یک فرد هیئتی است . چرا که آنها بوده اند که پرچم عزا و عشق حسینی را به دست ما سپرده اند و عزت و احترام به اینان احترام به خود حضرت ابا عبدالله الحسین علیه السلام است .

7 -     آسایش و آرامش میهمانان.

 

میزبان و خادمان هیئت موظف هستند که فضای هیئت را برای آرامش و آسایش میهمان امام حسین علیه السلام فراهم آورند تا وی بتواند به راحتی به علوم دینی و معارف الهی و عرض ادب به حضرات معصومین توجه نماید و خادمان موظفند تا فضای هیئت را با آرامش و به دور از فضای پر التهاب و مشوش اداره نمایند . که در این خصوص خادمان هیئت باید ساعتی را زودتر در هیئت حاضر شده و از رفت و آمد غیر ضروری برای اداره جلسه به شدت بپرهیزند .

8 -     دوری از اسباب شادی

باید توجه داشت که در هنگام عزا همه حالات و فضای حسینیه باید نشان دهنده عزاداری باشد و از اسباب نشاط و شادی پرهیز شود و بهتر است همانگونه که استفاده از عطر در مجالس شادی اهل بیت بسیار پسندیده و ممدوح است در عزای امام حسین علیه السلام کنار گذاشته شود .

امام رضا علیه السلام می فرماید : ((  زمانی که ماه محرم می رسید پدرم حضرت موسی بن جعفر علیه السلام شادی و خنده از چهره اش رخت بر می بست و در روز عاشورا تماما به سوگواری و گریه بر جد غریبمان می پرداخت .))

9 -     سلام بر اهل مجلس

سلام دستور صریح خداوند متعال و سیره معصومین و از اخلاق مومنین و علامت تواضع است و در مجالس اهل بیت با حضور جمع محبین اهل بیت لزوم بیشتری دارد . اما طبیعی است که وقتی واعظ یا ذاکر در حال ذکر فضائل و منا قب و ذکر مصیبت است . نباید کسی با صدای بلند سلام کند که مبادا باعث بر هم ریختن نظم جلسه و حضور ذهن واعظ یا مرثیه خوان شود .

10- استقبال از عزاداران و میهمانان هیئت

استقبال و پذیرائی از عزاداران و میهمانان امام حسین علیه السلام یک سنت  بسیار پسندیده و زیبا می باشد که خود باعث گرمی هر چه بیشتر و حزن جلسات ماتم اهل بیت می گردد و بهترین عمل برای احترام به همه میهمانان است که حتی در ایام عزا برای آن آداب خاصی هم وجود دارد و امام باقر علیه السلام می فرمایند در ایام عزای امام حسین علیه السلام اینگونه به یکدیگر بگوئید :

(( اعظم الله اجورنا واجورکم بمصابنا بالحسین و جعلنا و ایاکم من الطالبین لثاره . ))

در پایان امید است که این سعی و کوشش مختصر مورد رضایت حضرت بقیه الله الاعظم ارواحنا فداه قرار گرفته و ان شاء الله نعمت مجالس روضه و ذکر اهل بیت را درک و بیشتر قدر بدانیم تا هر چه بیشتر از آن بهره جسته و در زمره عاشقان حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام قرار گیریم .

و در سخن آخر حدیثی از حضرت علی بن موسی الرضا علیه السلام را بیان داشته و در مباحث بعدی منتظر حضور گرمتان خواهم بود .

امام رضا علیه السلام فرمودند :

(( هر کس در مجلسی بنشیند که در آن ، امر ما احیاء شود ، دلش در روزی که دلها میمیرند ، نمی میرد . ))

                                                                                                   والسلام .

منابع :

1-      کافی

2-      منتخب میزان الحکمه

3-      عیون اخبار الرضا علیه السلام . شیخ صدوق

4-      الخصال . شیخ صدوق

5-      نزهه الناظر و تنبیه الخاطر

6-      تاریخ طبری

7-      عوالم بحرانی

8-      فرهنگ سخنان امام حسین علیه السلام

9-      بحار النوار . ج 24 ، 26 ، 44 ، 45 ، 68 ، 70 ، 71 ، 74 ، 78 ، 86 ، 94 ، 99 ، 102

10-   اعیان الشیعه . سید محسن امین

11-   مقتل الحسین خوارزمی

12-   المناقب . ابن شهر آشوب

13-   لهوف . سید ابن طاووس

14-   ارشاد . شیخ مفید

15-   امالی . شیخ مفید

16-   امالی . شیخ طوسی

17-   امالی . شیخ صدوق

18-   تفسیر امام حسن عسگری علیه السلام

19-   تفسیر برهان . ج 1

20-   مستدرک الوسائل . ج 9

21-   احقاق الحق . ج 11

22-   کامل ابن اثیر . ج 2

23-   سیری در نهج البلاغه . استاد شهید مرتضی مطهری

24-   تاریخ ابن عساکر . شرح حال امام حسین علیه السلام

25-   سوگنامه آل محمد صلی الله علیه و آل

26-   احرام محرم . عبدالحسین نیشابوری

27-   رسالت نوکری اهل بیت . حاج منصور ارضی

28-   مدینه المعاجز . ج 4

29-   کیمیای محبت . محمد ری شهری

30-   منتهی الامال

31-   محجه البیضا . ج 7

32-   کنز العمال . متقی هندی

33-   انساب الاشراف بلا ذری .ج 3

34-   ینابیع الموده . قندوزی حنفی

35-   کشف الغمه . علی بن عیسی اربلی . ج 2

36-   معانی الاخبار . شیخ صدوق

37-   کامل الزیاراه . ابن قولو یه قمی

38-   اثبات الوصیه

39-   ناسخ التواریخ . ج2

40-   مقاتل الطالبیین

41-   من لا یحضره الفقیه . شیخ صدوق . ج 4

42-   غرر الحکم . عبدالواحد آمدی

43-   تحف العقول . ابن شعبه حرانی

44-   الاحتجاج . ج 2 شیخ طبرسی

45-   نهج البلاغه . نامه 45

46-   معالی السبطین . ج 2

47-   مناقب آل ابی طالب . ج 3

48-   المزار الکبیر . محمد بن المشهدی

49-   تفسیر قمی . ج 2

50-   اقبال الاعمال . ج 2

51-   وفیات الائمه

52-   شجره طوبی . ج 2

53-   مصباح المتهجد

54-   معجم رجال الحدیث . ج 19

55-   تفسیر مجمع البیان

56-   کمال الدین و تمام النعمه . شیخ صدوق . ج1

57-   معالم المدرستین . ج 2

58-   شرح نهج البلاغه ابن الحدید معتزلی . ج 15

59-    لواعج الاشجان

دیدگاه‌ها  

 
0 #1 Rachael 1395-06-08 11:36
My brother suggested I might like this blog. He was
entirely right. This post actually made my day.
You cann't imagine simply how much time I had spent for this info!
Thanks!

Here is my web blog تبدیل سایت به اپلیکیشن اندروید: http://www.appkara.com/
 

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید